۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

من، تو و فرهنگ!


از پانترکی شنیدم:"شما فارسها، فرهنگ ما ترکان را آسیمیله کردید"!
سوای آنکه مطمئنم که این آدم نما، معنی "آسیمیله" را نمیداند، پیش خودم فکر کردم که: کدام فرهنگ؟!
از میان ملل و اقوام مختلف که در منطقه وجود دارند، تنها ترکان میباشند که به طور کامل و 100درصد فاقد هرگونه اعیاد، جشن و یادبودهای "فرهنگی" میباشند. تمامی اعیاد ترکان "مذهبی" و از اعراب به کمک دین اسلام به ایشان رسیده است. زبانشان هم که از خودش خطی ندارد. قادر به تلفظ هیچ کلمه ای هم به طور صحیح نمیباشند.
از آنجایی که زبان ترکی معادلی برای واژه "فرهنگ" هم ندارد، هرگونه شکایت ترکان در جهت استحاله فرهنگی فقط خنده دار است.


۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

ترکان، قمه زنی، ایرج میرزا

ایرج میرزا، متولد تبریز به سال 1303 شمسی و از نوادگان فتحعلی شاه قاجار است.

Iraj mirza picture.jpg

پیشتر در نوشتارهای خود نوشتم و با آوردن مدرک ثابت نمودم که "قمه زنی" از ترکان آذربایجان است و ایشان از مخترعان این عمل شنیع میباشند.


این عمل، مذهب شیعه را به چشم جهانیان مانند مذهبی از وحشیان جنگل نشان میدهد. البته از کوزه همان طرود که در اوست. ایرج میرزا در ابیات خود، مستقیما ترکزبانان ایران را با زبان ترکی مورد خطاب قرار داده و این عمل شنیع "قمه زنی" را نکوهش میکند:

بیچاره چه می کشی خودت را.................. دیگر نشود حسین زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک............ خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد..........................لعنت به یزید بد کننده
اما دگر این کتل مثل چیست..................... وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی برید خواهی.......................با این قمه های نا برنده
آیا تو سکینه یی که گویی ......................سو ایستمبرم عمیم گلنده
کو شَمر و تو کیستی که گویی.................گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی..........................ای نره خَر سبیل گنده

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

حیوانات کوچک


امروز دوغان را دیدم (Doğan = شاهین) . این بابا را حدود 10 سال است که میشناسم. دوغان عضو بوزقورت (گرگهای خاکستری) است و به ترک بودنش خیلی افتخار میکند. به گفته خودش 25 سال میشود که در آلمان سکونت دارد و همانطور که حدس میزنید، آلمانی را مانند سرخپوستان، دست و پا شکسته صحبت میکند. پنج سالی میشود که بیکار است و دنبال کار هم نمیرود، چرا که حوصله کار کردن را ندارد. اصلا چرا کار کند؟ اداره کار در آلمان به هر بیکاری مواجب میدهد که این برای دوغان و سیگارش کافیست.

امروز ولی با تعجب دیدم که دوغان سرش را از بیخ با تیغ زده است. بعد از سلام و احوالپرسی نگاهی به سرش انداختم و پرسیدم: دوغان چه بلایی سر موهایت آمده؟ دوغان دست و پا شکسته جواب داد: Kleine Tiere! (= حیوانات کوچک!).

حالا در ذهن خواننده ممکن است چند سئوال و جواب خطور کند:

1- در آلمان لابد برای شستشو، آب وجود ندارد.

2- لابد در آلمان شامپو از مواد لوکس محسوب میشود و فقط میلیاردها به آن دسترسی دارند.

3- اصلا شاید شستشو و نگهداری مو کاریست که هر کسی از عهده آن بر نیآید.

4- شاید منظور دوغان از "حیوانات کوچک" شپش نبوده و بلکه جن و پری بوده.

5- اصلا شامپو دیگر چیست؟

6- مرد که حمام نمیرود.

7- ....

والا من که دیگر جوابی ندارم. به خاطر همین گزینه 7 را به عهده شما میگذارم.

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

ترکان قومی جنایتکارند (9)


81- ترک قهرمان 25 ساله ای در شهر مونیخ آلمان، یک مامور آتش نشانی و چهار پلیس را که برای نجات او آمده بودند، با ضربات چاقو زخمی کرد.

82- ترک قهرمانی که در شهر هامبورگ آلمان "به دستور الله" یک ساندویچ فروش را با چاقو زخمی کرده بود، توسط پلیس بازداشت و روانه تیمارستان شد.

83- ترک قهرمان 43 ساله در شهر Wuppertal آلمان که زن 36 ساله خود را جلوی چشمان دختر 11 ساله خود با چاقو به دلائل "ناموسی" قطعه قطعه کرده بود، دادگاهی شد.

84- ترک قهرمان 36 ساله در شهر Wekeln آلمان که زن خود را "به دلائل ناموسی" با چاقو به قتل رسانیده بود و جسد او را قطعه قطعه کرده بود، دادگاهی شد.

85- ترک قهرمان 31 ساله از شهر Bremen آلمان که نزد جرائد آلمان دارای شهرت بوده و "علی کتکار" نامیده میشود، توسط پلیس به علت کتک زدن کارمند اداره کار دستگیر شد. از آنجایی که "علی کتکار" مایل به کار نبود، کارمند اداره کار مواجب او را قطع کرد که این باعث کتکاری و مجروح شدن این کارمند شد. "علی کتکار" نزد پلیس پرونده ای قطور دارد.
86- ترک قهرمان 23 ساله ای در ایستگاه راه آهن شهر Basel سوئیس به گردن یک توریست آلمانی چاقو زد و پول و موبایل او را غارت نمود.

87- ترک قهرمان 30 ساله با نام با مسمای "چنگیز" در شهر Magdeburg آلمان که زن حامله خود را با ضربات چاقو به قتل رسانیده بود، به جرم قتل دوگانه دادگاهی شد.


88- سه ترک قهرمان 14، 15 و 16 ساله در شهر Kassel آلمان پس از دزدیدن مقادیر زیادی مشروبات الکلی از یک سوپر مارکت و ارعاب کارکنان این سوپرمارکت، توسط پلیس این شهر دستگیر شدند.

89- ترک قهرمان 24 ساله در شهر زوریخ سوئیس که به دختر 17 ساله ای در روز روشن تجاوز کرده بود، به 2 سال زندان محکوم شد.

90- ترک قهرمان 43 ساله در شهر وین اطریش، زن 40 ساله و دختر 13 ساله خود را با چاقو و وسط خیابان به "دلائل ناموسی" با ضربات چاقو کشت. ترکان بسیار ناموس دوست و قهرمان میباشند. ولی گویا به چاقو هم بسیار عشق میورزند.

۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

شریف تر ازترکان


یکی از تراژدیهای قومی که در ترکیه به وقوع پیوسته، ماجرای
Mum söndü میباشد.

همانطور که میدانید کشور ترکیه، یک کشور کثیر الاقوام (به قول پانترکها: کثیر المله. لابد هر قوم ترکیه یک پاسپورت و تبعیت جدا دارد) میباشد.

در ترکیه این اقوام (ملتها) سکونت دارند: ترک، کرد، زازا، عرب، آلبان، چرکس، گرجی، آبخاز، ارمنی، آرامی، بوسنی، بلغار، یونانی، لاز و چچن.

غیر از ترکها و معدودی دیگر که از زمان سلجوقیان مهاجرت کرده اند، بقیه از اهالی بومی این کشور نو بنیاد هستند.

در این کشور عموما مسلمانان سنی و شیعه زندگی میکنند. بنا به آماری نامشخص، بین 15 تا 25 درصد از مسلمانان آنجا شیعه میباشند که شیعیان ترکیه را علوی مینامند.

از آنجایی که علویان ترکیه از زمان عثمانیان همیشه نیم نگاهی به سوی ایران داشته اند و خواهان الحاق به ایران بوده اند، ایشان همیشه مورد بیمهری ترکان بوده اند. علویان ترکیه از قومیتهای(ملتها) ترکان و کردان تشکیل میشوند.

ترجمه Mum söndü یعنی: "شمع خاموش شد".

ترکان ترکیه از زمان عثمانیان این عقیده را میان مردم رواج داده اند که اگر شمعی در خانه یک علوی شیعه خاموش گردد، به این معناست که پسر دارد با مادرش همبستر میشود!

این امر از حالت توهین به یک حالت باور و یقین در فرهنگ جاری اتراک مانیفست شده است. این حالت به حدی غم انگیز است که اگر دوستان به Chat room ترکها سر بزنند و یا در Google جستجو کنند، میبینند که اتراکی که قدری بهتر فکر میکنند، این باور را دارند که نه همه شیعیان علوی، بلکه فقط معدودی از ایشان با مادران خود همبستر میشوند!

۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

یک خاطره قدیمی


15 سال پیش رفیقی داشتم که سروگوشش خیلی میجنبید. جوان بود و انرژی داشت. هر هفته هم با یک دوست دختر جدید بود. روزی من از او رمز موفقیتش را در مورد جنس مؤنث سئوال کردم. او گفت که آدم به دو چیز نیاز دارد 1- یک ماشین کابریو 2- دختر روسری به سر ترک.


از اینکه خانمها در مجموع از کابریو و ماشین کروکی خوششان میآید، پیشتر خبر داشتم. این دوست ما هم آن زمان یک گلف کروکی داشت که بد چیزی هم نبود. ولی تعجب کردم که چرا زنان روسری به سر و آن هم از نوع ترک را ترجیح میدهد.
او گفت که زنان ترک تا 99درصد به اجبار روسری به سر میکنند. در ضمن ازدواجهای آنها اجباریست. نکته دیگر آنکه مردان ترک یا بیکارند و تمام وقت خود را در چایخانه صرف میکنند، ویا پس از کار به چایخانه ترکان میروند و نصفه شب مست و پاتیل به خانه میآیند. تازه وقتی به خانه میآیند، معمولا زنان خود را به طرز وحشیانه ای کتک میزنند.


در مورد سکس هم معروف است که مردان ترک "قهرمان" (چاقوکش) هستند ولی نیروی جنسی آن چنانی ندارند. این موارد باعث میشود که زنان ترک از نظر جنسی ارضاء نیستند و از طرف دیگر تمایلی به همسر "قهرمان" خود ندارند که بوی سیگار و عرق میدهد و این زن را کتک هم میزند. دوست من گفت ساده تر از دوست دختر ترک پیدا کردن چیزی نیست.
یک مورد جالب هم در مورد یک برخورد جنسی با یک دختر ترک داشت که بسیار مضحک بود. روزی دختری را با ماشین خود به جنگل میبرد و او را لخت میکند. ولی دختر میگوید که حاضر است همه کار با او بکند ولی حجابش را برندارد. او هم پیش خود فکر کرده بود که: تو هم ما را با نجابتت کشتی!


۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

یک رابطه سالم و انسانی


رابطه ملت ایران با ترکان را بسیار ساده و جامع و فقط در چند خط میتوان توصیف کرد:
تصور کنید که شما میهمانی دارید که به زور و با شکستن در وارد خانه شما شده و 900 سال است که سر سفره چیده شما نشسته و مانند انگلی، کارش خوردن و ریدن است. گاهگاهی این میهمان ناخوانده به زن و بچه شما تجاوز هم میکند. در ضمن این میهمان، شما را از دنیای خارج نیز منزوی ساخته است. او حتی به زبان میزبان هم صحبت نمیکند.
تا اینجایش به کنار.
ولی آن میهمانی را در ذهن خود تجسم کنید که به کنار سفره برده خود نشسته و از قهرمان بازیهایش لاف میزند و در ضمن به برده خود فحش میدهد که چرا باید در خانه میزبان و سر سفره میزبان، با میزبانش به زبان او به او دستور بدهد که قمبل کن!



۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

شاید این جنبش یک سوسک کم دارد!


کشور ما آبستن حوادثی تاریخیست. به غیر از مناطق ترکزبان، همه جا خون و آتش است. جوانان با از خود گذشتگی، به خیابانها ریخته و برای عدالت و آزادی، فعالیت میکنند. ایشان را میکشند، به بند میکشند، شکنجه میکنند و به ناموسشان هم دست درازی میکنند. ولی این "قهرمانان راه ایران" به کار خود ادامه میدهند که ثمره آن آزادی برای" همه" ایران و ایرانیان است.



ترکان که خود را قهرمان مینامند، خود را از این ملت نمیدانند. از ایشان نه در جنبش آزادیخواهی دوم خرداد خبری بود و نه حالا. ترکان در امن ترین جا پنهان شده اند: سوراخ موش.
لابد منتظر هستند تا جنبش به نتیجه برسد تا بر سر سفره چیده شده بنشینند. کاری که همیشه کرده اند.
شاید هم هر قومی را باید با سوژه های مورد علاقه آن قوم به جنبش فراخواند.
تاجایی که من میدانم، ترکان هزار هزار به خاطر یک "سوسک" به خیابانها ریختند و مانند گرگان زوزه زدند.
نمنه؟!

شاید ترکان را میتوان با موضوعات "حیوان دوستی" به صحنه دعوت کرد. ولی متاسفانه سوژه مردم ایران "آزادی" و "حقوق انسانی" خود میباشد. پس چطور است در موقعیت مناسب دیگری ترکان را به همکاری دعوت کنیم.
روز حمایت از حیوانات، 26 دی امسال است. بلکه آنروز ترکان را به خاطر حمایت از سوسک دیدیم!

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

لنگه دمپایی من کجاست؟


کشور ما ایران تا اواخر سال 1358 از قدرتهای بزرگ اقتصادی محل بود. من کاری به تبلیغات علیه رژیم پیش ندارم، ولی در زمان 8 سال جنگ تحمیلی، ایران باوجود محاصره شدید اقتصادی، تمامی نیازهای خود را از طریق صنایع داخلی تأمین میکرد. جوانان امروزه، خاطره ای از آن زمان ندارند، ولی بد نیست بدانند که مردم ایران به طرز شدیدی در مضیقه بودند و اگر صنعت رژیم قبل نبود، ایران مانند یک جانور مفلوک به زانو درمیآمد. در عین حال من وضعیت اقتصادی ترکیه را هم به یاد دارم. ترکیه کشوری بسیار فقیر بود که تنها به دلائل ژئوپولیتیکی از طرف آمریکا مورد توجه قرار میگرفت و تأمین میشد. وضع ترکیه تا آن میزان خراب بود که از ایران به ترکیه "دمپایی پلاستیکی" و "پودر لباسشویی" قاچاق میکردند. در آن زمان که جنگ در ایران شعله ور بود، این را به شخصه به یاد دارم.


جنگ ایران و عراق، نطفه عطفی در اقتصاد ترکیه شد. ترکیه با بازی کردن نقش "واسطه"، اجناس مورد نیاز ایران و عراق را با قیمتی بالا تهیه میکرد. قاچاقچیان ترکیه با نصب باک بنزین بزرگ زیر کامیونهای خود، از ایران بنزین به ترکیه میبردند و دولت ترکیه هم با گرفتن مالیاتی مناسب، از کار این قاچاقچیان حمایت میکرد. این در زمانی بود که بنزین جیره بندی شدید بود.
بازاریان آن زمان مانند این زمان، از ترکان بودند و ایشان در زمان انقلاب با ایجاد قحطی مصنوعی، انقلاب را به پیروزی رساندند. به خاطر همین خوش خدمتی، آقای خمینی دست بازاریان را به ازای کمکشان، باز گذاشت. بازاریان ترک هم که از قوم "بخر و بفروش" هستند، تا آنجا که توانستند صنعت ایران را نابود کردند. چرا که یک کشور صنعتی، باعث ایجاد رقابت آزاد میشود و آن وقت مصرف کننده، قیمت را تعیین میکند. بازاریان ترک میخواستند که امتیاز اجناس در دست آنان باشد تا بتوانند قیمتها را دیکته کنند.
این را شخصا تجربه کردم که بازاریان با صنعت ایران چه کردند. فامیلی داشتیم تحصیل کرده آلمان. او از خانواده پولداری بود. از روی میهن دوستی، او یک کارخانه مفتول کشی و سیم خاردار سازی را با هزار کلک وارد ایران کرد. در زمان جنگ، سیم خاردار اهمیت اساسی دارد.
در آن زمان فقط 3 تاجر مفتول و سیم خاردار در ایران وجود داشت که همانطور که حدس میزنید، ترک بودند. آنان میخواستند که سیم خاردار "وارد" شود. پس با هم تبانی کرده و اجناس خود را زیر قیمت میفروختند. این کار را با جدیت آنقدر انجام دادند تا فامیل ما ورشکست شد. پس از آن این 3 تاجر قیمتها را آنقدر بالا بردند که نه تنها جبران ضرر گذشته را کردند، بلکه سود کلانی هم بردند.
در حال حاضر نیز بازاریان ترک، نقش "ستون پنجم" اقتصاد ترکیه در ایران را بازی میکنند.
در خبر ها روزی نیست که چیزی در مورد ورشکست شدن کارخانه های معروف ایرانی نشنویم. کارخانه هایی مانند ارج، کفش ملی، پارس الکترونیک و غیره، روزگاری به کشورهای خارجی صادرات داشتند. فقط کفش ملی به روسیه آن زمان 30میلیون جفت کفش صادر میکرد. صنعت ایران عملا توسط بازاریان ترک نابود شد.
امروز هرکجا بروید دو نوع جنس وجود دارد. نوع بنجل آن از چین میآید و نوع کمتر بنجل آن به عنوان جنس لوکس از ترکیه. تاجرهای آن هم از اقلیت ترک هستند که با تورمهایی 20 تا 50درصدی، قیمت جنس را در ایران کنترل میکنند.
در زمان جنگ به یاد دارم که چگونه در بازار، کوپنهای بنزین جعل میشد. آن زمان کوپنها مهر آبی و یا "هولوگرام" نداشتند. با یک دستگاه کپی رنگی، میشد این کوپنها را جعل کرد.
هرچه ایران فقیرتر میشد، ترکیه از برکت "ستون پنجم" خود ثروتمندتر میشد. دست اندرکاران ترکزبان به طوری سنتی، آثار ملی و تاریخی ایران را از راه ترکیه به اروپا میفرستادند. مثلا سنگ قبر ناصرالدین شاه توسط شیخ صادق خلخالی ترک به ترکیه فرستاده شده که توسط مرزداران ایرانی ضبط و به موزه کاخ گلستان تحویل گردید.
حدود پانزده سال پیش هم 11 تن طلا یر مرز ترکیه کشف گردید که معلوم شد "مس" است و به ترکیه منتقل گردید.
چند ماه پیش هم یک سرمایه افسانه ای از ایران به ترکیه فرستاده شد که ترکان را خوشحال نمود.
ترکان ایران، مردمی بیسواد و اهل فئودالیسم قومی هستند. ایشان هرگونه صنعت داخلی را به خاطر منافع بازاری خود و خوش خدمتی به ترکیه، نابود میکنند.
مرحوم کسروی در کتاب "شیعه گری" خود، بسیار از اهالی ترک ایران ایراد میگیرد. زمانی که دولت ایران به طور مجانی به دهاتیان تراکتور و بذر و کود مجانی میداد(در هیچ کشور دنیا چنین نمیکنند، چرا که این عمل یک نوع خودکشی اقتصادی میباشد)، ایشان تمام تراکتورها و زمینهای خود را میفروختند و به زیارت مکه و کربلا میرفتند. بدین ترتیب، تمامی کمکهای اقتصادی دولت ایران جهت رشد کشاورزی، یکراست به جیب اعراب رفت!
با ترکان باید ساخت، ولی باید تمامی جنبشهای ایران اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بدون حضور ترکان به ثمره برسد. ترکان دست از قومگرایی و فئودالیسم برنخواهند داشت و همیشه تیشه به ریشه ارکان ایران خواهند زد.

۱۳۸۸ شهریور ۲۷, جمعه

دو عدد هندوانه لطفا


در ایران، اصطلاح هندوانه زیر بغل گذاشتن، دقیقا و به طور 100درصد، رابطه اجتماعی- سیاسی یکطرفه ایرانیان و اقلیت ترک را تعریف میکند. ایرانیان همواره سعی کرده اند که مهاجمان ترک را طوری زبان بگیرند، بلکه ایشان تا حدی در زندگی اجتماعی- سیاسی نقشی ایفا کنند. چرا که خواسته و یا ناخواسته، مهاجرین ترک جزئی از این جامعه شده اند، حتی اگر این همزیستی تحمیلی میباشد.
شاید چند مثال ساده بتواند منظور مرا بهتر بیان کند.
ترکان برای خود همیشه از پس واژه "قهرمان" استفاده میکنند. اصولا میتوان ترکان را از ترسوترین قومهای منطقه دانست. گرچه اگر در خیابان یک نزاع ببینید، مطمئن باشید که یک طرف نزاع ترک است. ولی ترکان همیشه به قربانی خود دسته جمعی حمله میکنند و از حریف شدن یک به یک وحشت دارند. در ضمن لات بازی خیابانی دلیل بر قهرمان بودن نیست.
اصولا واژه "قهرمان"، هندوانه ای بود که مردم ایران زیر بغل ترکان گذاشتند تا در انقلاب مشروطه همیاری کنند. چرا که قدرت در دست ترکان بود و پادشاه هم از همین قوم. اصلا چرا باید این قوم دست از یکه تازی برمیداشت و حکومت را با ملت ایران تقسیم میکرد؟ ایشان که در هر مرحله از اجتماع آقای ملت ایران بودند (که هنوز هم هستند).
چنانکه بعضی از ترکان سرمنشأ انقلاب مشروطه را تبریز میدانند، اصلا صحت ندارد. در آنجایی که همه ایران شعله ور شده بود، آذربایجان مطلقا خواب بود (مانند امروز). ایرانیان با نثار کردن عناوینی مانند "ترک قهرمان" ایشان را تشویق به شورش کردند. آدمهایی مانند "ستارخان" و "باقرخان" تا لحظه آخر نفهمیدند که ماهیت مشروطه یعنی چه. این دو از راهزنان و عیاران آنجا بودند و از نظر بضاعت فکری، بسیار ناتوان. این جمله را از بزرگان خود بپرسید که صحت دارد یا خیر. از ستارخان پرسیدند که این مشروطه که فریاد میزنند یعنی چه؟ او هم با اشاره به توده مردم در خیابان (به ترکی) میگوید: والله نمیدانم. مشروطه یعنی آن که آنها میگویند.
امروز هم چنین است. در ایران به طرز مفتضح تری از زمان صدام در انتخابات تقلب میشود. حتی در بعضی مناطق آقای احمدی نژاد 200درصد آرای ممکن را میآورد، ولی ازترکان خبری نیست. چه دلیلی دارد که ایشان در اعتراضات شرکت کنند؟ ایشان که از این اجتماع نیستند. ایشان با "الیگارشی قومی" خود، 900 سال است که روی کول ما ایرانیان هستند. رهبر ترک است. رئیس جمهور ترک است. وزراء ترکند. بازار به طور 100درصدی در دست ترکان است. ارتش دست ترکان است. 99 درصد بسیجیها ترکند.
ترکان باید بیمار باشند اگر این امتیاز بیسابقه را با ایرانیان تقسیم کنند. اقلیت ترک نه در جریان دوم خرداد از خود چیزی نشان دادند، و نه درجریانات اخیر. اصولا ترکان در حرکات آزادیخواهی سهمی نداشتند، که دلیل آن را برشمردم. ولی به خاطر یک "سوسک" به خیابانهای تبریز ریختند.
نشانه دیگر ترسو بودن ترکان، همانا جنگ 8 ساله ایران و عراق است. آخر کدام ترک قهرمان؟ به یک دهات کوره اصفهان که بروید، تعداد شهدای گورستان آنجا از تعداد شهدای تبریز بیشتر است. باز هم ایرانیان برای همکاری ترکان میگویند که: بله ترکان خیلی در جنگ از خود رشادت نشان دادند و فلان شهید و فلان شهید ترک بوده است. تنها دلیل آن هم این بوده است که ترکان را زبان بگیرند تا بلکه ایشان خود را از این جامعه بدانند. بسیاری از کشته شدگان ترک برای تظاهر، پیش از حمله، آنقدر بلند تکبیر میگفتند تا عراقیان از موضع ایشان باخبر شده و بمبارانشان میکردند. این از حماقت خود ترکان بود و نه از رشادتشان. چندین بار این کار را کردند تا برایشان جوک ساختند.
برای یک جنبش دمکراسی باید ترکان را فراموش کرده و به هیچ وجه روی آنان حساب نکرد تا نتیجه کار درست از آب درآید. تا کنون هر جنبش مردمی در ایران، از مشروطه گرفته تا انقلاب 57، به خاطر ترکان به بیراهه رفته.
جامعه شناسان غربی و کارشناسان CIA همگی هشدار میدهند که ترک زبانان ایران به هنگام انتخابات، فقط به کاندیدایی از قوم خود رأی خواهند داد. برای ترکان فرق نمیکند که این کاندیدا کمونیست باشد یا دمکرات یا از نازیهای دوآتشه. او فقط کافیست که ترک باشد. شاید یکی از دلائلی که ترکان را در شلوغیهای اخیر خونسرد نگاه داشته، همین باشد. کاندیداهای دارای بخت، ترک بودند. چه فرقی میکند که موسوی رئیس جمهور باشد یا احمدی نژاد؟ بنابراین هرگونه همکاری ترکان با ایرانیان در یک جبهه دمکراسی خواهی، دچار اخلال از طرف ترکان خواهد گردید و به بیراهه کشیده خواهد شد.
اقلیت ترک فقط و فقط به جریاناتی کمک میرساند که انحصارا نفع این قوم را تضمین کند. وگرنه هرگونه امید پشتیبانی از اقلیت ترک، سرابی بیش نیست.
هرگونه دخالت ترکان به علت قومگرایی و فقر فکری ایشان در جریانات آزادیخواهی، به گمراهی کشیده خواهد شد.
باید هر حرکت آزادیخواهی در ایران بدون ترکان به ثمره رسانیده شود. مسلما اگر ترکی خواهان کمک دهی شد، نباید او را رد کرد. ولی باید مواظب بود تا ایشان مانند گذشته نتیجه جنبشها را هدر ندهند.
بعد از پیروزی هم باید مانند گذشته زیر بغل ایشان هندوانه گذاشت و از نقش بیش از اندازه ایشان، قدردانی کرد!
Wassermelone / Rot

۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

تره به تخمش میره، حسنی به باباش


در این وبلاگ، بارها گفتم که دیالوگ با ترکان برابر با یک دیالوگ بده و بستان نیست. با ترکان باید ساخت. همان هستند که هستند. ترک بیسواد و باسواد وجود ندارد. ترک، ترک است. ما ایرانیان هرچقدر زودتر این موضوع را درک کنیم، زودتر ترکان را فهمیده و میشود از سر راه ایشان کنار رفت. با ترک، بحث و مناظره و استدلال فایده ندارد.
معمولا وقتی از "ترک" اسم برده میشود، در نظرمان یک غضنفر بیسواد مجسم میگردد. بعضیها خیال میکنند که لابد اگر ترکی به جایی رسید، اخلاقش متغیر میگردد.
روز 9 مارس امسال، آقای رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکان، جهت سخنرانی به شهر Aydin ترکیه میرود. پسربچه ای 13 ساله از میان جمعیت فریاد میزند:" الله تو را هنگام انتخابات تنبیه میکند". اردوغان که این جمله را میشنود فریاد میزند:"چه گفتی؟". بعد دو نفر از محافظین خود را به سوی او میفرستد تا این بچه را به سوی او آورند. اردوغان هم با دستهای خود، گلوی بچه را تا سر حد بیهوشی فشار میدهد. در عکس پایین، جای کبود اثر انگشتهای رئیس جمهور ترکان را بر روی گردن این بچه میبینیم.


آقای Kemal Aytac، وکیل این پسربچه 13 ساله در حال حاضر در صدد تهیه کیفرخواستی علیه آقای اردوغان، نخست وزیر ترکان میباشد.


نتیجه اخلاقی این خبر: ترک اگر لقمان شود ...


مصاحبه با یک پانترک عادی

- با عرض احترامات خدمت شما پانترک گرامی، حالتان چطور است؟

* چطور؟ نظر خاصی داری؟ مگه تو فارسی؟

- والله پدر و مادر من از دونقطه مختلف ایران هستند. خودم را ایرانی میدانم.

* ایرانو دوست داری؟

- بله

* پس فارسی!

- چند تا سئوال داشتم که اگر میشود برای خوانندگان گرامی جواب دهید.

* خب بفرما

- شما ادب را چگونه تعریف میکنید؟

* ننه جنده اصلا خودت میدونی ادب چیه؟ میخوای منو مسخره کنی؟ خب معلومه ما ادب داریم و شما فارسا نه!

- به نظر شما، چرا شما ادب دارید و ایرانیها ادب ندارند؟ شما کجا ادب را یاد گرفتید؟

* همینطور که میدونی، لقمه (لقمان)حکیم ترک بود. ما از لقمه حکیم منطق منفیو یاد گرفتیم. هرچی شما فارسای خارکسه کردین، ما برعکسشو کردیم. دیدی، حالا موندی توی این عظمت!

- بسیار خوب. شما و همقطاران شما از اینکه به اطلاعات غیر متعارف دیگری غیر از جهانیان سندیت میکنید، افتخار مینمایید. اصولا اطلاعات شما با اطلاعات دیگر جهانیان منطبق نیست. دلیل آن را لطفا بگویید.

* خب ما برعکس شوونیسم فارس و دیگر دشمنان ترک، که همه جهان را تشکیل میدهد، اهل تحقیق هستیم. خیلی کتاب میخوانیم و در اینترنت، فعالیت تحقیقاتی زیادی داریم.

- کدام کتابها را جزو منابع تحقیقاتی خود میدانید.

* کتاب پرفسور دکتر پورپیرار. کتاب دیگری هم لازم نیست.

- میتوانید نمونه ای از آدرسهای تحقیقاتی اینترنتی خود را برای خوانندگان ما بگویید؟

* فقط چون تو احمق و بیسواد فارس شوونیست هستی دلم برات سوخت. وگرنه نمیگفتم. حالا قلم دربیار یادداشت کن: www. Turksex.com و www.Homo.com.

- بسیار خوب. شما ادعا دارید که بیشترین خدمات را به اسلام کرده اید. لطفا بگویید به چه طریق؟

* به دو طریق: 1- لواط 2- آدمخواری. هرکی مقابل تاراج و حمله های ما مقاومت میکرد، کونش میذاشتیم. وقتی اثر نمیکرد، میخوردیمش.

- ولی گویا در اسلام آدمخواری و لواط حرام است و نماد گرگ نیز نمادی اسلامی نیست.

* کجای قرآن؟ چرا دروغ میگی؟ یعنی میخوای به من تهمت بزنی که من قرآن نخوندم فارس سگ؟ من هر هفته برای اسلام قمه میزنم!

- استغفرالله!

* اجازه بده برات توضیح بدم. قرآن که میدونی به زبان ترکی نوشتند. و برای من که ترکی حرف میزنم که قرآن خوندن کاری نداره. من کل قرآنو حفظم.

- آخر شما مطمئن هستید که قرآن به زبان ترکی میباشد؟

* شما فارسای مادر قحبه چقده بیسوادین! ببین ترکی زبانی التصاقیه. زبان سومر هم زبانی التصاقی بوده.

- خب این چه ربطی به عربی دارد؟

* خب عربی همون سومریه دیگه!

- زبان ژاپنی هم التصاقیه...

* ژاپنی ها هم ترکن دیگه!

- پس نتیجه گیری شما چیست؟

* یعنی اینکه عربی هم ریشه در ترکی داره. اصلا پیامبر اسلام خودش ترک بوده. اینو وزیر آموزش و پرورش ترکیه هم گفته. اونم کم کسی نیست که آدم حرفشو قبول نکنه. و من هم حرفشو تأیید میکنم.

- از دیگر مشاهیر ترک نام ببرید.

* رستم!

- رستم که کاراکتری تخیلی بود...

* خفه گؤت فرن شوونیست

- چشم

* دیگه جونم برات بگه زرتشت...

- زرتشت ترک بود؟

* شما فارسای جاکش نه فقط بی ادب، بلکه خیلی هم بیسوادین. "اوستا" به زبون ترکیه. زرتشت چطور میشه ترک نباشه؟!

- شما میتوانید "اوستا" را بخوانید؟

* نه خیلی مستقیم، چون به زبون ترکی قدیمیه.

- میتوانید توضیح دهید که دلیل تغییر این زبان تا این درجه شدید چه بوده؟

* فشار زندگی و فارسای شوونیست...

- چند تا از دوستان به ما فاکس زده اند و چند سئوال ساده از شما دارند.

* خب بفرمایین

- 2 + 2 چند تا میشه؟

* 3 تا!

- مطمئنید؟ 4 نمیشود؟

* اگه فارس شوونیست بذاره میشه! اصلا شما ننه جنده های فارس چرا هرچی سئوال سخته از ما ملت قهرمان مظلوم میکنین؟ تو مدرسه هم شوونیسم زیاد بود. یادم میاد سال 5 دبستان معلم عین این سئوالو کرد که جواب منم همین بود که به من صفر داد. اونجا بود که فهمیدم شوونیسم فارس یعنی چی؟

- شما کجا مدرسه رفتید؟

* تبریز.

- معلم شما متولد کجا بود؟

* همون تبریز دیگه! شما فارسا به دانش ما حسادت میکنید.

- شما مدرک دانشگاهی دارید؟

* به کوری شوونیسم فارس، آره.

- چه مدرکی؟

* من مدرک دکترای لیسانس دارم.

- دلائل نفرت شما از ایران و فارسها چیست. میتوانید چند دلیل را برشمارید؟

* پول این مملکت میره تو جیب فارسا...

- ولی بازار تهان و کل ایران، حتی در مناطق غیر ترکنشین که در دست اقلیت ترکزبان است.

* اینا همش سیاست فارسای شوونیسته. بازارو میزارن دست ما و پولشم میدن به ما تا مردم متوجه نشن که چقدر به ملت قهرمان ترک ظلم میشه! همش از بدجنسی و سیاست اوناس.

- اصلا حرف شما را متوجه نمیشوم! منطق کاملا غیر متعارفیست.

* خب از بس که خنگی. تازه به همه ملتهای ایران زور میگن.

- از زمان سامانیان تا امروز که دولتها و سلسله ها ترکزبان بودند. و ایشان هم که با ددمنشی خاصی حکومت میکردن. یادمان نرود که چگونه آغا محمدخان قاجار چشم مرد و زن و کودک را در کرمان از حدقه درآورد.

* خب تقصیر خودشون بود. چرا تسلیم نشدن و اون بینوا فحش هم دادن؟ هر کسی مسئول اعمال خودشه.

- و یادمان نرود که شاه اسماعیل چگونه بعد از تسخیر تبریز با زور با پسران رجال تبریز لواط کرد.

* خب که چی؟ دلش خواسته!

- و فراموش نکنیم که شاه عباس چگونه دستور میداده که تا دشمنانش را بخورند.

* اینا همش دروغه. بهش حسادت میکنن. شاه عباس اصفهانو ساخت.

- یعنی خودش آستینش را بالا زد و عرق جبین خودش اصفهان را ساخت؟ هر جای اصفهان برویم میبینیم که معمار مسجد و ساختمان، نامش را بر سر در آنجا نوشته.

* نه بابا! اینا گرافیتی بوده. یه بابایی از اونجا رد میشده، با مداد و ماژیک اسمشو اونجا نوشته که دیگه هم پاک نمیشه.

- در ضمن قاجار ها هم در عین بیعرضگی، بسیار وحشی بودند و حتی خود را به مغول منسوب میدانسته اند.

* اینم از اختراعات شوونیسم فارسه. میگن ما پانترکا مغولیم. ما فقط زبانمون مثل زبان مغولی التصاقیه. وگرنه هیچ!

- نام کوچک شما چیه؟

* من؟

- بله

* چنگیز

- نام پدر شما چی بوده؟

* تیمور

- نام پسر شما چیست؟

* اوکتای!

اصلا میدونی چیه؟ من میرم. توی این مصاحبه فقط به من توهین کردی و خواستی منو آسیمیله کنی.

- کجا تشریف میبرید؟

* میرم دبی پیش خواهرم. بعدش هم میرم قورولتایی جایی!

- ایشان در دبی چکار میکنند؟

* سرشماری نفوس. اصلا به تو چه فارس خارجنده!

- از حضور شما متشکرم. اگر جمله ای در خاتمه دارید، بفرمایید.

* مرگ بر فارس سگ و شوونیسم فارس.